ofogheghtesadonline.ir

۲۴ مرداد ۱۴۰۵ -
Loading...
شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

افق اقتصاد

طوفان الاقصی؛ شکست هیمنه‌‌ی شکست‌ناپذیری اسرائیل!

عبور از گنبد آهنین با پاراگلایدر!

افق اقتصاد- غافلگیری! شاید یکی از اولین کلماتی که بعد از رسیدن خبر طوفان الاقصی به ذهن برسد همین باشد. و بعد… تحقیر! گنبد آهنین؟! امنیت آهنین؟! نیروی نظامی شکست ناپذیر؟! اینها هر چه بودند تا قبل از عملیات طوفان الاقصی کاربرد داشتند. معنی و وزن این عبارات بعد از این عملیات دستخوش تغییرات عمیقی خواهد شد. یک زلزله‌ی بزرگ در دیوار برساخته‌ی امنیتی و نظامی رژیم اسرائیل. هوشمندی! حمله همزمان از زمین و هوا و دریا! آن هم با معمولی‌ترین تجهیزات؛ عبور از گنبد آهنین با پاراگلایدر!

تصویر یک عملیات

طوفان الاقصی تنها یک عملیات نظامی نبود و نیست. کیست که نداند جماعت اسرائیلی چطور و چقدر از چتر حمایت رسانه‌ای هم برخوردار است و اکثر روایت‌ها را به سود خود تعریف و البته تحریف می‌کند. اما عملیات طوفان الاقصی این تسلط رسانه‌ای را هم بهم زد و البته به سخره گرفت! انتشار ویدیوها و عکسهایی از عملیات آن هم با فاصله کمی پس از انجام آن علاوه بر این که نشان از پختگی، تمرین و تسلط در ارائه تصویر از عملیات را به رخ می‌کشید همزمان راه هر گونه تکذیب و تحریف را هم بر طرف مقابل دغل‌کار می‌بست. در واقع اگر طوفان الاقصی هیمنه‌ی امنیتی و نظامی و سیاسی اسرائیل را پکاند؛ تصاویر عملیات به آن ضریب دوچندان بخشید و تحقیر را هم چاشنی کار کرد!

جنگ غزه و ظهور خاورمیانه جدید

به گزارش دیپلماسی ایرانی به نقل از مرکز نگرش راهبردی استیمسون، حمله بی‌سابقه و با طراحی بسیار خوبِ حماس به اسرائیل، خونین‌ترین قتل عام یهودیان از زمان هولوکاست بود که با بیش از ۱۲۰۰ کشته و بیش از ۲۷۰۰ زخمی اسرائیلی، روند تازه‌‌ای را شکل داد و امکان موفقیت‌ راهبرد پیمان‌های ابراهیمِ آمریکا را معلق گذاشته و آینده آنها را با ابهام روبه رو کرده است. روابط اسرائیل با شش کشور عرب و تلاش‌های عادی سازی میان اسرائیل و عربستان سعودی، متوقف مانده و در وضعیت نامعلومی قرار دارد. واکنش‌های گسترده در منطقه و در سراسر جهان اسلام، از جمله اندونزی بزرگ‌ترین کشور اسلامی، تاکیدی بر گرفتاری‌های اسرائیل است. این رخداد همچنین بر آنچه یک رابطه پایدار میان اسرائیل و روسیه بود، تأثیر خواهد داشت. تاکنون اسرائیل با جنگ اوکراین برخورد ملایمی داشت اما از روسیه در واکنش به حمله حماس، آن پاسخ مورد انتظار را دریافت نکرد.

از دیدگاه ژئوپولیتیک، این جنگ، نویددهنده همگرایی غیررسمی بیشتر میان چین و روسیه (که هیچ کدام حمله حماس را محکوم نکردند) و ایران است که چنانچه جنگ اوکراین تشدید شود یا اقدامات نظامی تهاجمی چین در اطراف تایوان و دریای شرقی و جنوبی چین افزایش یابد، ‌می‌تواند آسیب‌پذیری‌های تازه‌‌ای هم برای آمریکا خلق کند.

بسیاری از کشورهای جنوب جهان، همانند رویکردشان در جنگ اوکراین، خشونت‌ها را محکوم کردند اما عامل ریشه‌‌ای آن – به ویژه اشغال طولانی‌مدت سرزمین‌های فلسطینی – را به اسرائیل نسبت می‌دهند. این رویکرد تکرار موضع گیری آنان در زمان تجاوز روسیه به اوکراین است که بسیاری در جهان جنوب، رویکرد نظامی مسکو را محکوم کردند اما با روسیه هم نظر بودند که سال‌ها رویکرد تهاجمی ناتو، گزینه چندانی برای مسکو باقی نگذاشت. اگر جهان، پیش از حمله حماس، در مسیر دوقطبی شدن پیش ‌می‌رفت، اکنون این روند سرعت بیشتری خواهد گرفت.

کمتر محتمل به نظر می‌رسد که اسرائیل بتواند این شکست را به پیروزی تبدیل کند، چیزی که البته در جنگ یوم کیپور در سال ۱۹۷۳ اتفاق افتاد. شهرت اسرائیل به عنوان یک الهه ضدضربه و امن، آسیب دیده و حتی اگر ارتش اسرائیل احتمالاً بر حماس غلبه کند و شهر غزه را به تصرف در آورد، به اشغال آن مجبور خواهد بود. در گذر زمان، همانند دیگر سناریوهای انتفاضه، مقاومت فلسطینی دوباره سر خواهد گرفت و در این صورت اسرائیل با تهدید یک جنگ شهری بی‌پایان به سبک ‌الجزایر (با قربانیانی بیشتر فلسطینی تا اسرائیلی، اما همیشگی) روبه رو خواهد بود.

شاید که جنگ غزه پژواک بلندی در واشنگتن داشته باشد. جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز برخلاف عملکرد تحسین برانگیزش در پیش‌بینی و ردیابی جنگ پوتین علیه اوکراین، با غفلت روبه رو شد. ناکامی‌های اطلاعاتی آمریکا اغلب به تأمین بودجه بیشتر برای جامعه اطلاعاتی منجر می‌شود، اما جلسات بازجویی کنگره – که احتمالا علنی خواهد بود – ممکن است برای سی‌آی‌ای و شورای امنیت ملی آسیب‌ رسان باشد. جیک سولیوان، مدیر شورای امنیت ملی آمریکا همین تازگی گفت که منطقه “امروز نسبت به دو دهه پیش، آرامتر است.”

سیاست «نگو، نپرس» در برنامه هسته‌ای اسرائیل

برآوردها از حجم زرادخانه هسته‌‌ای اسرائیل در این سالها تغییری نکرده است: بین ۸۰ تا ۹۰ کلاهک هسته‌‌ای و مواد شکافتی کافی برای ساخت تا دویست کلاهک. اسرائیل چند گزینه هم برای حمل و بکارگیری این سلاح‌ها دارد: هواپیماهای اف ۱۵ و اف ۱۶، موشک‌های میان برد و قاره پیما و زیردریایی‌های کلاس دلفین که از آلمان خریداری شده و برای حمل سلاح هسته‌‌ای بهینه سازی شده اند.

برنامه هسته‌‌ای اسرائیل مولود اشاعه است. در سال ۱۹۵۷، فرانسه در قراردادی محرمانه توافق کرد تا یک رآکتور اورانیوم و کارخانه پردازش پلوتونیوم در دیمونا بسازد که ظاهرا برای اهداف صلح جویانه بکار گرفته شوند. پس از روی کار آمدن شارل دو گل در سال ۱۹۵۹، وی به مشارکت دولتش در این زمینه خاتمه داد اما اسرائیل توانست این پروژه را تکمیل کند. به گفته آونر کوهن، که مطالب زیادی در این زمینه نوشته، در جنگ شش روزه ۱۹۶۷، اسرائیل قادر بود یک ابزار ابتدایی هسته‌‌ای تولید کند. شاید یک انفجار آزمایشی هم در اقیانوس هند و با همکاری آفریقای جنوبی صورت داده باشد.

آمریکا در ابتدا تلاش کرد تا در سال ۱۹۶۸ که پیمان عدم اشاعه تصویب شد، اسرائیل را به امضای این پیمان مجبور کند. سال بعد، گلدا مائیر، نخست وزیر اسرائیل و ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری وقت ایالات متحده محرمانه توافقی کردند که به معنی پایان عملی فشار آمریکا بود. نیکسون موافقت کرد که بمب اسرائیلی تا زمانی که علنا به آن اذعان نکند، تحمل شود. همه دولت‌های اسرائیلی و آمریکایی از آن زمان به این تفاهم پایبند مانده اند. از نظر واشنگتن، این سیاستی است که بر “رئال پالیتیکز” (سیاست واقع) متکی است.

سیاست “نگو، نپرس” به خوبی به اسرائیل کمک کرده است؛ از منافع بازدارندگی هسته‌‌ای برخوردار است بی آنکه مجبور به پاسخگویی به پرسش‌های ناخوشایند باشد. همچنین ممکن است علنی کردن سلاح‌های هسته‌‌ای، کار تحریک آمیزی باشد و کشورهای عربی را وادارد تا به گونه‌‌ای واکنش نشان دهند و سیاست رضایت عملی موجود به هم بخورد.

سلاح‌های ممنوعه

به گزارش دیپلماسی ایرانی، این روزها رژیم صهیونیستی پاسخ شکست سنگین و بی‌سابقه از حماس را با ریختن مداوم خون ساکنان نوار غزه می‌دهد. صهیونیست‌ها دیروز چهارشنبه صفحه جدیدی از جنایت علیه بشریت را باز کردند و علاوه بر استفاده از سلاح‌های ممنوعه مانند بمب‌های فسفری به دنبال به کارگیری «تسلیحات آخرالزمانی» هستند.

در همین باره «رویتال گوتلیف»، قانونگذار صهیونیست وابسته به حزب لیکود در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر) نوشت: «موشک جریکو‍! موشک جریکو‍! هشدار استراتژیک. سلاح آخرالزمانی! این ایده من است.» آن طور که ایسنا گفته، جریکو، نام موشک بالستیک بین‌قاره‌ای رژیم صهیونیستی است که می‌تواند هر جایی از جهان را هدف قرار دهد. به صورت گسترده مشخص شده که اسرائیل ۱۰۰ تا ۲۰۰ کلاهک اتمی دارد در حالی که دولت رژیم صهیونیستی این مسأله را نه تأیید و نه رد کرده است. این قانونگذار همچنین در ادامه پست خود درباره موشک‌های اتمی، خواستار حمله و نابود کردن غزه شد و نوشت: «تنها یک انفجار که خاورمیانه را به لرزه در می‌آورد، می‌تواند اسرائیل را نجات دهد! زمان استقبال از آخرالزمان فرا رسیده است. موشک‌های قدرتمند را بدون محدودیت شلیک کنید. غزه را نابود کنید. با شعار نمی‌شود. با بمب‌های نافذ. بدون هیچ رحمی!» شبکه اجتماعی ایکس برای این پست تگ «احتمال نقض قوانین» درخصوص صحبت‌های خشونت‌آمیز قرار داد، اما آن را حذف نکرد چون به نظر می‌رسید، مورد قبول عده‌ای قرار گرفته است. این قانونگذار رژیم صهیونیستی همچنین در چند پست دیگر به دولت اسرائیل تأکید کرد تا بی‌رحمانه به غزه شلیک و آن را نابود کند. وی همچنین جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا را بابت سخنرانی شدیداللحنش علیه حماس مورد استقبال قرار داد.

حقوق بشر دوگانه امریکایی

در شرایطی که مردم غزه از شنبه هفته جاری شاهد بی‌سابقه‌ترین جنایت‌ها علیه خود هستند، دولت بایدن هم در یک معیار دوگانه با تهدید تهران، دمشق، حزب‌الله، گروه‌های مقاومت عراقی، یمنی و… در خصوص عدم دخالت در جنگ صهیونیست‌ها علیه غزه، خود به شکل آشکار حمایت همه‌جانبه‌ای را از این رژیم به عمل آورده است؛ نمایش توخالی بایدن با چشمان اشکبار و ادعای قلبی شکسته برای صهیونیست‌ها سبب شده تا رئیس‌جمهور امریکا، هر گونه همکاری و شراکتی در جنایت این روزها در غزه را توجیه کند؛ از حمایت تسلیحاتی و دیپلماتیک گرفته تا اعزام ناوگروه و جنگنده. در همین باره بامداد دیروز چهارشنبه، ارتش رژیم صهیونیستی از ورود اولین هواپیمای حامل مهمات وکمک‌های نظامی امریکایی به سرزمین‌های اشغالی خبر داد.

منش اسرائیلی

اسرائیل فقط یک دولت نیست. یک منش است. یک نوع بینش به جهان و به دیگری. خود مرکز پنداری و در عمل قائل نبودن حق یا شأن انسانی برای دیگری. دیگرانی را در حصر سرزمینی قراردادن و خود به زندگی مشغول شدن و منابع را به غارت بردن. تقسیم نوع انسان به خودی و غیرخودی یک تفکر اسرائیلی است. خود را قدرت مطلق پنداشتن یا همان خودخداپنداری! تحریف روایتها، ارتکاب به جنایت و توأمان انکار آن یک منش اسرائیلی است. حالا اسم این نگاه را هر چه می‌خواهی بگذاری اما این تلنگر پابرجاست که این نوع نگرش محدود به یک جغرافیای خاصی نیست. چنین ظلم و تحقیری بالاخره بی‌پاسخ نخواهد ماند و شاید طوفان الاقصی پاسخی کوبنده بود به این همه سال نادیده انگاشتن حق زیست انسانی دیگری.

تلاش برای صلح؟

اساسا چه تعریفی برای صلح قائلیم؟ یا چه تصوری از آن می‌رود؟ به چه شرایطی صلح‌آمیز می‌گوییم؟ آیا یک شرایط نابرابر که در آن یک طرف در مضیقه و رنج همه جانبه است می‌تواند صلح‌آمیز تلقی شود؟ میلیونها نفر را در زندانی روباز نگه داری، مسیرهای ورود و خروج و مایحتاجشان را تحت شدیدترین کنترلها قراردهی دال بر زیست صلح‌آمیز آنهاست؟ حالا این که آنها را در وطن خویش غریب نگه داری بماند! وضعیت این چنینی را شاید در بهترین حالت بتوان «نه جنگ» نامید. شرایطی همچون آتش زیر خاکستر و هر لحظه مستعد شعله‌ورشدن. اگر ملاک را پایداری صلح قراردهیم و آن را عمیق‌تر از اینها بحساب بیاوریم عملا آنچه مغفول مانده چنین صلحی است! هر چند در خیال گمان کنیم که در صلح و صفا بسر می‌بریم! یا از مروجان صلح باسمه‌ای، سانتی‌مانتال و ویترینی باشیم! شاید این جمله مناسبی برای یک فیلم باشد که از زبان شخصیتی گفته شود که: دوره‌ی چنین صلح‌هایی دیگر به سر آمده است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب