ofogheghtesadonline.ir

۰۹ تیر ۱۴۰۵ -
Loading...
سه شنبه ۰۹ تیر ۱۴۰۵

بد‌ترین ایده‌های آمریکایی که جهانی شده‌اند!

شهر برای خودروها طراحی شده است یا مردم؟

افق اقتصاد- چگونه می‌توانیم مشکلات حومهٔ شهر را حل کنیم؟ جف سپک، شهرشناس طی یک سخنرانی تد، به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانیم خود را از وابستگی به اتومبیل -وسیله‌ای که او “مصرف‌کنندهٔ بنزین، هدردهنده وقت، و تهدیدکننده‌ی حیات” می‌نامد- از طریق قابل راه رفتن کردن و مطبوع‌کردن شهرهایمان برای زندگی‌، رها سازیم.

بد‌ترین ایده‌های آمریکایی که جهانی شده‌اند!

من پیش از این حامی هنر بودم، تحصیلکردهٔ معماری و تاریخ هنر. می‌خواهم با شما نه در مورد طراحی بلکه در مورد آمریکا صحبت کنم و این‌که چگونه آمریکا می‌تواند از نظر اقتصادی پایدارتر و سالم‌تر باشد و محیط زیستی‌ پایدار‌تر داشته باشد. اما چرا درباره آمریکا؟ چون در بعضی‌ مکان‌ها، نه همه جا، ایده‌های آمریکایی مناسب دانسته شده‌اند، و در اقصی نقاط دنیا، چه خوب و چه بد، شبیه‌سازی شده‌اند.

و بد‌ترین ایده‌ای که ما تا به امروز داشته‌ایم، پراکندگی حومه‌ایست. در حال حاضر این کار دارد در جاهای مختلف دنیا شبیه‌سازی می‌شود. منظور من از پراکندگی حومه‌ای، سازمان‌دهی مجدد زمین‌ها و چشم انداز‌ها و ایجاد چشم انداز‌های جدید با محوریت احتیاج به اتومبیل است و اینکه اتومبیل که زمانی‌ وسیله‌ی برای آزادی بود، تبدیل به یک وسیلهٔ مصرف بنزین، هدر دادن وقت و تهدیدکننده‌ی زندگی شده است که خیلی‌ از ما در واقع، اکثرّیت آمریکایی‌ها به آن صرفاً برای گذران زندگی‌ روزانه احتیاج داریم. نیمی از مردم دنیا در شهر زندگی‌ می‌کنند، و بسیاری از آن‌ها محتاج اتومبیل هستند. کاری که من انجام می‌دهم و می‌خواهم انجام دهم، این است که شهر‌هایمان را قابل پیاده روی کنم. ولی‌ من نمی‌‌توانم استدلال‌های طراحی ارائه بدم، که بتوانند اثر زیادی داشته باشند، مثل استدلال‌هایی که از اقتصاد‌دان‌ها و اپیدمیولوژیست‌ها و کارشناسان محیط زیست یاد گرفتم. پس این‌ها ۳ استدلالی هست که من امروز به طور مختصر برای شما توضیح می‌دم.

خرج رفت و آمد!

در دهه ۷۰، یک آمریکاییِ معمولی‌، حدوداً یک دهمِ حقوقش را، خرج رفت و آمد می‌کرد. از آن زمان، ما تعداد خیابان‌ها را در آمریکا دو برابر کرده‌ایم و یک پنجم از حقوقمان را صرف رفت و آمد می‌کنیم. قشر کارمند، که گفته شده است در آمریکا بین ۲۰٫۰۰۰ تا ۵۰٫۰۰۰ دلار در آمد دارند امروزه مقداری بیشتر خرج رفت و آمد می‌کنند تا خرج مسکن. به دلیل پدیده‌ای به عنوان “رانندگی‌ کن تا به حساب بیای”، پیداکردن مسکن دور‌تر و دور‌تر و دور‌تر از مرکز شهر و از محل کارشان، این‌ها دربند این ۲، ۳ ۴ ساعت رفت و آمد هستند. به طور مثال ساکنین “سنترال وَلی”در کالیفرنیا هستند که مردم از رکود بازار مسکن و افزایش قیمت نفت صدمه ندید‌ند؛ آنها نابود شدند. در واقع، این‌ها بسیاری از مناطق نیمه خالی‌ هستند. تصور کنید که تمام دارایی خودتان را صرفِ خرید مسکن و قسط ماهیانه‌ی آن کنید، و اتفاقی‌ بیفتد که مجبور شوید، ۲ برابر مقدار امروز، خرج رفت و آمد طولانی‌ خود کنید.

اولویت‌های دیگر شهری

پس ما می‌دانیم این چه عواقبی برای جامعه‌ی ما داشته است و تمام کار‌های اضافی که باید برای پشتیبانی‌ از اتومبیل‌هایمان انجام دهیم. چه اتفاقی‌ می‌افتد اگر شهری تصمیم بگیرد که اولویت‌های دیگری داشته باشد؟ احتمالا بهترین مثالی که در آمریکا، می‌تونیم بزنیم، پرتلند، ارگان است. پرتلند تصمیمات زیادی در دهه ۷۰ گرفت که باعث متمایز شدن این شهر از تقریبا همه‌ی شهر‌های دیگر آمریکا شد. زمانی که اغلب شهرها داشتند به طور بی حد و حصری گسترش پیدا می کردند، آن‌ها یک مرزِ شهری مشخصی ایجاد کردند. در زمانی‌ که بیشتر شهرها در حال وسیع کردن خیابان‌ها بودند، پارک موازی و درخت‌ها را حذف می‌کردند، تا بتوانند جریان ترافیک را گسترش دهند، آن‌ها برنامه‌ی خیابان‌های باریک را ایجاد کردند. و در زمانی‌ که بیشتر شهرها در ساختِ خیابان‌ها و اتوبانها سرمایه‌گذاری میکردند، آن‌ها در دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی سرمایه‌گذاری کردند. و ۶۰ میلیون دلار برای امکانات دوچرخه‌سواری‌ سرمایه‌گذاری کردند، که به نظر مبلغ هنگفتی می‌‌آید، اما این مبلغ در طول ۳۰ سال خرج شد، یعنی‌ ۲ میلیون دلار در سال-که مبلغ زیادی نیست- و نصف قیمت یک چهارراه اتوبان است که آنها تصمیم داشتند در این شهر از نو بسازند. این تغییرات و تغییرات مشابه شیوه‌ی زندگی‌ مردم پرتلند و میزان مسافتی که با اتومبیل طی‌ می‌شد را تغییر داد و میزان رانندگی‌ هر شهروند، در واقع در سال ۱۹۹۶ به حداکثر رسید و از آن زمان در حال کاهش است، و آن‌ها در حال حاضر ۲۰ درصد کمتر از بقیه‌ی کشور رانندگی‌ می‌کنند. یک شهروند معمولی در پرتلند روزانه ۴ مایل کمتر، و ۱۱ دقیقه کمتر از قبل رانندگی‌ می‌کند. جو کرتریقت، متخصص اقتصاد حساب کرد و به این نتیجه رسید که این ۴ مایل و آن ۱۱ دقیقه مجموعاً ۵/۳ درصد از درآمد این ناحیه را تشکیل می‌دهد. در ضمن، ۸۵ درصد مبلغی که ما صرف رانندگی‌ می‌کنیم، از اقتصاد داخلی‌ خارج می‌شود.

شهر برای شهروندانش پول پس‌انداز می‌کند!

پس اگر اینها این مبلغ را خرج رانندگی‌ نمی‌کنند، برای چه کاری استفاده می‌کنند؟ خب، پورتلند معروف است به بطور سرانه، بیشترین پشتبام، بیشترین کتابفروشی مستقل، بیشترین… اینها همه اغراق است، اغراق جزئی از یک واقعیت اساسی‌، که مردم پرتلند بیش از سایر آمریکایی‌ها برای هر نوع تفریحی خرج می‌کنند. در واقع، مردم ارگان بیشتر از سایر ایالت‌ها خرجِ مشروبات الکلی می‌کنند، که می‌تواند هم خوب باشد هم بد، ولیکن، شما را خوشحال می‌کند که آن‌ها کمتر رانندگی‌ می‌کنند!

اما در واقع، آن‌ها بیشترین خرج را در زمینه‌ی مسکن خود صرف می‌کنند، و سرمایه گذاری در مسکن محلی‌ترین سرمایه‌گذاری است که می‌توان کرد. ولیکن یک داستان دیگر در رابطه با پرتلند وجود دارد، که در این محاسبات نیست: قشر جوان تحصیلکرده، دسته دسته به پرتلند نقل مکان می‌کنند، در دو سرشماری اخیر (سال ۲۰۱۳)، آنها حدود ۵۰ درصد افزایش در جمعیت تحصیلکرده داشتند، که ۵ برابر سایر نقاط میانگین ملی‌در این کشور است.

پس از طرفی‌، شهری با قابلیت پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری‌، برای شهروندانش پول پس‌انداز می‌کند. ولی‌ از طرف دیگر، شهری به نوبه باحال است که مردم می‌خواهند این روزها در آن زندگی‌ کنند. پس بهترین استراتژیِ اقتصادی که می‌توان برای یک شهر داشت، روش قدیمی‌ جذبِ شرکت‌ها نیست و سعی‌ در زیست فناوری خوشه‌ای یا پزشکی‌، یا هوا فضایی، بلکه این است که به مکانی تبدیل شود که انسان دوست دارد در آن زندگی‌ کند. و این جوانان نسل هزاره، این موتور‌های کار آفرینی، که ۶۵ درصد آنها، اول تصمیم می‌گیرند کجا می‌خواهند زندگی‌ کنند، بعد به آنجا نقل مکان می‌کنند، و بعد به دنبال کار هستند و بعد به شهر شما می‌آیند.

بحران بهداشت و درمان؛ بحران طراحی شهری

مبحث سلامتی‌ مبحث مخوفی است. در دهه ۷۰، از هر ۱۰ آمریکایی، ۱ نفر چاق بود. امروز، از هر ۳ آمریکایی، ۱ نفر چاق هست. و بقیهٔ دو سوم جمعیت، اضافه وزن دارند. ۲۵ درصد مردهای جوان، و ۴۰ درصد زنهای جوان، سنگین‌وزن‌تر از این هستند که برای ارتش خود ما ثبت نام کنند. به گفتهٔ‌ مرکز کنترل بیماری، یک سوم کودکانی که بعد از سال ۲۰۰۰ به دنیا آمده‌اند، بیماری قند خواهند گرفت. ما در آمریکا اولین نسلی را داریم که از والدین خود کمتر زندگی‌ خواهند کرد.

بر این باورم که این بحران بهداشت و درمان در آمریکا، بحران طراحی شهری است. و نحوه طراحی شهر‌های ما درمان این بیماریست. ما خیلی وقت است که در مورد رژیم صحبت می‌کنیم و می‌دانیم که رژیم غذایی بر وزن بدن تاثیر دارد، و وزن هم مسلما به سلامتی‌ ارتباط دارد. ولی ما به تازگی شروع به صحبت در مورد کمبود تحرک کرده‌ایم، و چگونه این بی‌تحرکی زاییده شده از خیابان‌بندی ما است. ناشی از این واقعیت است که ما در جایی زندگی‌ می‌کنیم که دیگر چیزی به عنوان پیاده‌روی مفید موجود نیست از این رو اضافه وزن پیدامی‌کنیم.

تحقیقاتی‌ داریم، یکی‌ در بریتانیا به عنوان ” شکم‌پرستی‌ در مقابل کهولت” که وزن را نسبت به رژیم غذایی و وزن را نسبت به کمبود تحرک سنجید، و به این نتیجه رسید که رابطهٔ قوی‌تری بین دو گزینهٔ آخر وجود دارد. دکتر جیمز لوین، افراد مورد آزمایش را در لباس زیر آهنی قرار داد، رژیم غذای آنها را ثابت، و پس از آن، افزایش داد وزن بعضی‌ از این افراد افزایش یافت و وزن بعضی‌ ثابت ماند. بر خلاف انتظار که سوخت و ساز بدن و دی ان ای تاثیری در این نتیجه دارد، نتیجهٔ تکان‌دهنده این بود که تنها اختلاف بین این افراد، میزان تحرک آن‌ها بود، و در واقع، کسانی‌ که دچار اضافه وزن شدند، میانگین روزانه ۲ ساعت بیشتر می‌نشستند از کسانی‌ که دچار اضافه وزن نشدند.

ارتباط اضافه وزن با محل سکونت

فراتر از آن، ما امروز تحقیقاتی‌ داریم در زمینه با وزن و محل سکونت. آیا شما در شهری زندگی‌ می‌کنید که امکان پیاده‌روی در آن دارید؟ یا در شهری که کمتر می‌شود در آن راه رفت؟ اگر شما در محلهٔ قابل راه رفتن زندگی‌ می‌کردید، ۳۵ درصد احتمال اضافه وزن داشتید. اگر شما در یک محل کمتر قابل راه رفتن زندگی می‌کردید، ۶۰ درصد احتمال اضافه وزن داشتید. پس ما الان تحقیق پشت تحقیق داریم، که رابطه محل زندگی‌ شما به سلامتی‌، خصوصاً در آمریکا را می‌سنجند. بزرگترین بحران سلامتی‌ که ما داریم این است که، از بی‌تحرکیِ حاصل از محیط زیست ما ریشه دوانده. این جور محل‌ها را چاق کننده (اوبیسو ژنریک) نامیده‌اند. امتیاز پیاده‌روی در زمینه‌ی میزان قابل راه رفتن بودن هر آدرس برای درجه‌بندی کلیهٔ آدرس‌ها در آمریکا و بزودی در کل جهان استفاده می‌شود.

آسم ناشی از آلودگی شهری

حالا این یک طرف قضیه است، به طور مختصر، ما در امریکا دچار اپیدمی آسم هستیم. شما احتمالا زیاد به این موضوع فکر نکردید. سالانه ۱۴ آمریکایی در اثر آسم از دنیا می‌روند، ۳ برابر آنچه در دهه ۹۰ میلادی مشاهده شد، و تقریبا همه‌اش به دلیل اگزوز خودرو است. آلودگی‌ هوا در آمریکا، دیگر از کارخانه‌ها نمی‌آید، بلکه از لوله‌های اگزوز، و میزانی‌ که مردم در شهر شما رانندگی‌ می‌کنند می‌آید. میزان مسافت رانندگی‌ هر خودرو در شهر شما می‌تواند پیش بینی‌ خوبی‌ برای مشکل آسم در شهر شما باشد.

شهر برای خودروها طراحی شده است یا مردم؟

بزرگترین عامل کشنده در افراد سالم، و یکی‌ از عوامل کشنده در تمامی‌ افراد، تصادفات رانندگی‌ است که آن را دست کم می‌گیریم. می‌گوییم یک ریسک طبیعی است که در خیابان‌ها هست! اما در واقع، در آمریکا سالانه ۱۲ نفر از ۱۰۰٫۰۰۰ نفر، در اثر تصادف رانندگی‌ جان خود را از دست می‌دهند. در انگلستان، این تعداد ۷ در ۱۰۰٫۰۰۰ است. در ژاپن، ۴ در ۱۰۰٫۰۰۰ است. می‌دانید در کجا ۳ در ۱۰۰٫۰۰۰ است؟ در شهر نیویورک. همینطور در سن فرانسیسکو و پورتلند. پس نتیجتا در شهر‌های امن‌تر ما کمتر رانندگی‌ می‌کنیم. در تولسا: ۱۴ از ۱۰۰٫۰۰۰ اورلاندو: ۲۰ در ۱۰۰٫۰۰۰ موضوع این نیست که در شهر زندگی‌ می‌کنید یا نه این است که شهر شما چطور طراحی شده است؟ آیا برای خودروها طراحی شده است یا مردم؟

جنبش محیط زیست؛ جنبش ضد شهری

جنبش حفظ محیط زیست در آمریکا، از زمان بعد از جفرسون، در جنبش ضد شهری نقش داشته‌اند. جنبش محیط زیست آمریکا، یک جنبش روستایی کلاسیک بوده است. برای اینکه بیشتر به محیط زیست اهمیت بدهیم، باید به روستاها مهاجرت کنیم، ما در طبیت شهر می‌سازیم و حومه‌های شهری را تشکیل می‌دهیم. و البته ما دیدیم که این کار باعث چه اتفاقاتی شده است.

نقشه کربن آمریکا، چیزی که در آن نقاط انتشار دی‌اکسید کربن نشان داده شده است، مشابه عکس ماهواره‌ای در شب از آمریکا است! بیشترین نقاط در شهر‌ها وکم‌تر در حومه‌های شهر، و نقاط آرام در روستاها هستند. تا جایی که یک متخصص اقتصاد گفت، آیا این روش درستی‌ برای اندازه‌گیری میزان دی‌اکسید کربن است؟ همیشه یک تعداد کمتری از مردم در روستاها در یک زمان مشخص هستند، و ما شاید می‌توانیم جایی را برای زندگی‌ انتخاب کنیم، که تاثیر کمتری بگذاریم. وقتی میزان دی‌اکسید کربن را بر اساس هر خانواده اندازه‌گیری کردند نقش کاملا برعکس شد. کمتر در شهرها، بیشتر در حومه‌ها و بسیار زیاد در محلات خارجی شهریِ “رانندگی‌ کن تا به حساب بیایی”! اگر شما عاشق طبیعت هستید، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که از آن دوری کنید، به شهر‌ها نقل مکان کنید، هر چه متراکم‌تر بهتر، و شهرهای متراکمی مثل منهتن، شهر‌هایی هستند که بهترین کارایی را دارند. یک شهروند عادی در منهتن، میزان مصرف بنزینش از دهه ۲۰ میلادی به بعد در کلّ کشور بی‌‌سابقه بوده است. مصرف برق آنها نصف مصرف دالاس است. اما قطعا ما می‌توانیم از این بهتر عمل کنیم. مصرف بنزین شهر‌های کانادایی نصف میزان مصرف بنزین شهرهای آمریکایی است، شهر‌های اروپا، نصف آن مصرف را دارند، پس بدیهی‌ است که ما می‌توانیم بهتر عمل کنیم، و ما می‌خواهیم بهتر باشیم، و ما سعی‌ می‌کنیم سبز باشیم.

سبزبودن از راه غلط!

تلاش ما برای سبز بودن از راه غلطی است، من یکی‌ از افرادی هستم که باور دارم، این تمرکز بر روی ابزار، بر لوازم جانبی– چه کار می‌تونم برای خانه‌ام انجام دهم، چه کار می‌تونم برای چیزهایی که الان دارم انجام دهم که زند‌گیم را پایدارتر کنم؟-این بحث را تحت سلطه قرار داده است. من هم از این مصون نیستم. من و همسرم خانه‌ای در یک قطعه زمین متروکه در واشنگتن دیسی ساختیم، و بیشترین تلاشمان را کردیم تا قفسه‌های فروشگاه را خالی‌ کنیم! سیستم فتولتایک خورشیدی خریدیم، آب‌گرمکن خورشیدی، توالت‌های دارای ۲ سیفون، و کف‌پوش بامبو. یک تکه هیزم در حال سوختن در اجاق پیشرفته  که گویا ظاهراً کمتر کربن وارد هوا می‌کند تا اگر این هیزم دست نخورده می‌ماند تا در جنگل تجزیه شود. با این حال تمام این نوآوریها در مقایسه با کمکی‌ که ما با زندگی‌ کردن در یک محل قابل راه رفتن، در ۳ بلوکی مترو در قلب شهر می‌کنیم، فقط ذره‌ای کمک می‌کنند. ما تمامی‌ لامپ‌هایمان را به کم‌مصرف تغییر داده‌ایم، و شما هم باید همین کار را بکنید، اما استفاده از لامپ‌های کم مصرف، سالانه همان مقدار انرژی ذخیره می‌کند، که نقل مکان به یک شهر قابل راه رفتن در یک هفته می‌کند.

پایداری در کیفیت بالای زندگی‌

سیاستمداران و بازاریابان از تبلیغ سبز بودن به عنوان “نوعی شیوهٔ زندگی” می‌ترسند. حالا چه می‌شد اگر شیوه‌ی زندگی‌، در اصل کیفیت زندگی‌ بود، و شاید مربوط به چیزی بود که همهٔ ما بیشتر از آن لذت می‌بردیم، چیزی که شاید بهتر از چیزی بود که ما الان داریم؟

چیزی که شما را پایدارتر می‌کند، همان چیزی است که کیفیت زندگی‌ را بالا می‌برد و آن زندگی‌ در یک محل قابل راه رفتن است. این پایدار بودن که تشکیل شده است از ثروت و سلامتی‌ ما، شاید مستقیماً تابع پایداری ما نباشد اما مخصوصاً اینجا در آمریکا، که ما آلودگی‌ بسیار تولید می‌کنیم و زمان، پول و زندگیمان را در ساخت اتوبان‌ها هدر می‌دهیم گویا یک راه حل مشترک دارند و آن‌ این است که شهر‌هایمان را بیشتر قابل راه رفتن کنیم.

جف سپک -طراح و برنامه‌ریز شهری

ترجمه: نوشین نیرمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *