به گزارش افق اقتصاد آنلاین مرکزی، هپکو؛ شرکتی که بر پایه تحقیق، دانش مهندسی و مطابق با استانداردهای روز دنیا بنا شد؛ مجموعهای که قرار بود ایران را در سختترین سالهای پس از جنگ و دوران بازسازی، از وابستگی به ماشینآلات خارجی بینیاز کند.
مجموعهای که با بزرگترین تولیدکنندگان ماشینآلات جهان همکاری داشت و نامش در عرصه بینالمللی شناخته شده است.
صنعتی که توان و ظرفیت به قدری بالاست که میتوانست در کنار ده برند برتر ماشینآلات سنگین جهان قرار گیرد.
اما امروز هپکو کجاست؟
گویی این شرکت، فرزند این سرزمین نیست؛ گویی هیچگاه بخشی از سرمایه و صنعت این کشور به شمار نمیرود.
با قساوت و بیتوجهی رانده شده و آماج بحرانهایی قرار گرفته که بسیاری از آنها نه محصول عملکرد خود شرکت، بلکه حاصل تصمیمها و شرایطی است که بر آن تحمیل شده است.
با هپکو چنان رفتار شد که گویی «غنیمت جنگی» است؛ درگذر سالها، هر تیم مدیریتی و هر مالک، متناسب با شرایط و توان خود، تصمیمهایی برای این مجموعه گرفت و رفت، بیآنکه همواره نگاه بلندمدتی به آینده این سرمایه ملی وجود داشته باشد و به این واقعیت توجه شود که هپکو تنها یک بنگاه اقتصادی نیست، بلکه بخشی از سرمایه صنعتی و ظرفیت تولیدی کشور و خانهای برای چند صد نفر است.
هیچکس به این نمی اندیشد که هپکو بخشی از بیتالمال و متعلق به مردم این سرزمین است. هیچکس آنگونه که باید، به این حقیقت توجه نمیکند که دانش و توانمندی موجود در این مجموعه، حاصل نزدیک به پنج دهه تجربه مهندسان توانمند، متخصصان و کارگران ماهر و متعهد است؛ دانشی ارزشمند که میبایست برای نسلهای آینده حفظ، تقویت و منتقل شود.
به نظر میرسد بسیاری از مسئولان مرتبط با حوزه صنعت، آنگونه که شایسته است، ارزش و جایگاه این مجموعه استراتژیک را درک نکردهاند. هپکو، این «دانشگاه ماشینآلات»، سالهاست درگیر تصمیمها و ملاحظاتی شده که گاه رنگ و بوی سیاسی و بدهبستانهای حزبی به خود گرفته است؛ بیآنکه آینده صنعت کشور، جایگاه این سرمایه ملی و حتی ذینفعان آن در اولویت قرار گیرد.
اگر هپکو در کشوری دیگر بنا شده بود، شاید قدر این دُرّ گرانبها را بیش از این میدانستند؛ شاید دانش و تجربه انباشتهشده در آن را سرمایهای برای آینده میدیدند، اما این روزها، هپکو باز هم به بستری برای قدرتنمایی و بحرانهای احتمالی تبدیل شده است، نفسهای تولید به شماره افتاده است و خانواده بزرگ هپکو بیش از همیشه نگران آینده هستند.
شعار “تولید در کلاس جهانی”روزگاری تنها یک شعار نبود؛ هویت هپکو بود، حاصل سالها دانش، تجربه و تلاش نسلی از مهندسان، متخصصان و کارگران این سرزمین، اما امروز، آنچه بیش از هر چیز هپکو را به این نقطه رسانده، نه فقدان توانمندی و ظرفیت تولید، بلکه تصمیمهایی است که در سالهای مختلف بر این مجموعه تحمیل شده است.
مسئولانی که در قبال سرنوشت این سرمایه ملی تصمیم گرفتهاند، باید پاسخ دهند که چرا صنعتی با چنین پیشینه، ظرفیت و دانش انباشته، بارها قربانی تصمیمات کوتاهمدت، مجادلات سیاسی، تغییر رویکردها و ملاحظات غیرصنعتی شده است. هپکو بیش از آنکه نیازمند شعار باشد، نیازمند تصمیمهای مسئولانه، ثبات مدیریتی، حمایت واقعی از تولید و سیاستی روشن به دور از قدرتنمایی برای آینده است.
امروز پرسش اصلی این نیست که هپکو چه دارد؛ پرسش این است که چرا آنچه دارد، آنگونه که باید، به کار گرفته نمیشود؟ و چه کسی مسئول حفظ این سرمایه برای نسلهای آینده است؟
وحید علیمحمدی، رئیس روابط عمومی شرکت هپکو