مجتبی لشکربلوکی- استراتژیست
ما دست به فورواردمان خوب است. احتمالا شما هم. اگر فسادی در نظام بانکی، ناکارآمدی در آموزش و پرورش و یا بیتدبیری در نظام سلامت رخ دهد بلافاصله میخوانیم و آن را برای دیگران به اشتراک میگذاریم. اما اگر فرزندان ما بپرسند برای ایران چه کردید چه میگوییم؟ میگوییم روزی یک ساعت در شبکههای اجتماعی مطلب فوروارد میکردیم؟
موسسه برکانا از سال ۱۹۹۱ (حدود ۳۲ سال) با رهبران و کنشگران تغییر در تعامل است. این موسسه معتقد است برای آنکه وضعیت مطلوب رقم بخورد و سیستم جدید جوانه بزند و سیستم قبلی را به کنار بزند، دست کم چهار کار اصلی باید انجام شود.
◻️نویابی و شناسایی: افراد نوآور به صورت ناشناخته عمل میکنند، غافل از اینکه کارشان ارزش وسیعتری دارد. آنها آنقدر مشغول هستند که به گسترش کارشان فکر نمیکنند، و متواضعتر از آن هستند که فکر کنند دیگران از آن سود میبرند. اولین اقدام این است که آنها را به عنوان پیشگامان با تجربیاتی که برای دیگران ارزشمند است، بشناسیم. [مثال استارت آپ دانشگاهی را در خاطر بیاورید که روی بازیافت زباله الکترونیک کار میکند.]
◻️پیوندیابی و شبکهسازی: زندگی جمعی از طریق ارتباطات و روابطش رشد میکند و تغییر میکند. بعد از کشف در این افراد همدیگر را پیدا میکنند و به پیشگامها میپیوندند. در این مرحله جوامع و شبکههای کنشگر شکل میگیرند. ما میتوانیم ارتباطات را به روشهای مختلف ایجاد کنیم: طراحی و تسهیل گردهماییهای اجتماعی، میزبانی شبکههایی که مردم میتوانند تبادل نظر و منابع و غیره. [در همان مثال بالا استاد دانشگاهی که تیم استارتآپ را به تیمی که ایده مشابهی داشته اند و به شهردار یکی از مناطق متصل میکند]
◻️پشتیابی و تغذیه: جوامع و شبکه کنشگران به منابع مختلف زیادی نیاز دارند: ایده، مربی، فناوری، تجهیزات، پول. هر کدام مهم هستند، اما مهمترین آنها یادگیری و آگاهی است: دانستن اینکه چه شیوههایی به خوبی کار میکنند. رهبران پیشگام نیاز دارند و میخواهند تا شیوهها، تجربیات و رویاهای خود را به اشتراک بگذارند. [در مثال بالا سرمایه گذاری پیدا میشود که روی این قضیه سرمایه گذاری جسورانه کند و به خاطر تجربیات قبلی اش از تعامل با استارت آپهای قبلی تیم را تقویت میکند و یک مدیر اجرایی را به تیم اضافه میکند]
◻️روشنگری و روایتگری: دیدن کار بر اساس پارادایم متفاوت برای آدمها متفاوت است. اگر مردم متوجه چنین کاری شوند، اغلب به عنوان «انحراف از هنجار الهام بخش» یا «انحراف مثبت» استقبال میکنند و اینجاست که مردم به سیستمهای جدید میپیوندند و سیستمهای قبلی عملا متروکه میشوند. [این ایده در شبکههای روابط شخصی و خانوادگی و سپس شبکههای اجتماعی سینه به سینه نقل میشود تا اینکه تبدیل به یک سیستم جدید میشود.
تجویز راهبردی: برای خلق موقعیت مطلوب چه نقشهایی میتوانیم بازی کنیم؟
بر اساس آموزههای موسسه برکانا برای گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب نقشهای زیر وجود دارد:
- پیشگامان (خط شکنان): افرادی که شهامت تجربه ورزی، سعی و خطا، آزمایش کردن آینده را در امروز دارند.
- شبکهسازان (رابطان): کسانی که روابط را در سیستم جدید تقویت میکنند، به طوری که میتواند آنقدر قوی باشد که در برابر حملات سیستم قدیمی مقاومت کند.
- پرستاران (مراقبان): افرادی که دلسوزانه در سیستمهای در حال فروپاشی باقی میمانند و باقی ماندگان را برای گذار به سیستمهای جدید در حال ظهور راهنمایی میکنند.
- روایتگران (مبلغان): افرادی که داستانهای سیستم نوظهور را تعریف میکنند تا دیگران بتوانند آنها را بیابند و در مورد آینده خود انتخابهای عاقلانهتری داشته باشند. یکی از کارهای اینها شناسایی و معرفی موفقیتهای اولیه پیشگامان است.
- محافظان (حامیان): کسانی که موقعیت امنی در سیستم قدیمی دارند، اما از آن برای ایجاد یک پناهگاه محافظ برای رویش جوانههای شکننده سیستم جدید استفاده میکنند.
- تغذیه کنندگان (پشتیبان): کسانی که حمایت مالی، معنوی، فناوری، اداری، مدنی میکنند و شبکههای اقدام را تغذیه میکنند.
خیال همه ما راحت؛ اگر تا صد سال دیگر همه ما از نقش کلاسیک فوروارد کنندگان به یکی از این نقشهای ششگانه تغییر موقعیت ندهیم وضعیت عوض نخواهد شد. دقت کنیم قرار نیست همه ما، همه نقشها را بازی کنیم. و حتما هم نقش ما در تغییرات یکسان نیست. ممکن است در تغییر نظام بانکی، جزو روایت گران باشم و در نظام آموزشی جزو پشتیبانها. حتی اگر داخل سیستم هستید و دستتان برای پیشگامی و روایتگری بسته است میتوانید نقش محافظ و پرستار را بردارید. دستکم باید یک نقش را بازی کنیم، وگرنه صحبت از توسعه ایران حرف مفت است! / کانال شخصی نویسنده-تیتر از افق اقتصاد